در برهوت تنهایی
وعشق تنها عشق مرا رساند به امکان یک پرنده شدن
سلام
ماه رمضان با اندکی تاخیر(۲۶ روز) مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
ممنونم از حضورتون امیدوارم این جا به وضع سابقش برگرده و دوباره پر بشه از حضور گرمتون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به مناسبت ماه رمضون یه بیت شعر از مثنوی براتون می نویسم:
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده ی لقمه های راز شد
اینم یه شعر دیگه امیدوارم خوشتون بیاد:
بر روی ما نگاه خدا خنده میزند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا
ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او میگشاید ... او که به لطف و صفای خویش
گویی که خاک طینت ما را ز غم سرشت
طوفان طعنه خنده ما زلب نشست
کوهیم و در میانه دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست
زین رو به موج حادثه تنها نشسته ایم
ماییم ... ما که طعنه زاهد شنیده ایم
ماییم ... ما که جامه تقوا دریده ایم
زیرا درون جامه به جز پیکر فریب
زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم
آن آتشی که در دل ما شعله
میکشد
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهکاره رسوا نداده بود
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ‚ ما
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
گفتم به مناسبت ماه رمضان که ماه نزول قرآنه کمی هم از این کتاب استفاده کنیم:
چند جمله با خدا
———— ——— ——— –
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم …
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش میشد بهت نزدیک شم …
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
———— ——— ——— –
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
———— ——— ——— –
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
———— ——— ——— –
گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
———— ——— ——— –
گفتم: دیگه روی توبه ندارم …
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.
———— ——— ——— –
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
———— ——— ——— –
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! … توبه میکنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
———— ——— ——— –
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
———— ——— ——— –
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم
من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش
بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن .
خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::
تا بعد دوستان بازم ممنونم از حضورتون والتماس دعا
بازم منو از نظرهاتون بهره مند کنید ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پ.ن:اون یکی وبم هم آپه خوش حال میشم بیاین به آدرسه:دنیای کوچک من
p.n:iloveyou yazd
بچه ها اصلاح میکنم وبم رو درست کردم اما یه وب دیگه هم درست کردم خوش حال می شم در جفتشون بیاین و منو خوش حال کنین ![]()
![]()
![]()
راستی دوستان پست های قبل رو بخوید و نظر بدید وبه زودی آپ خواهم کرد!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تابعد دوستان
راستی نماز و روزه هاتون هم قبول باشه ان شاا...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باورم نمی شه بالاخره امتحان ها داره تموم می شه!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یعنی می شه!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!![]()
واین به معنی دو کلمه است:آزادی و آزادگی![]()
![]()
![]()
![]()
ای آزادی تورا می ستایم(ظهور کن که منتظرت هستم)!!!!!
راستی دوستان شرمنده که وبم خراب شده بود و نظرات نداشت![]()
![]()
![]()
راستی بعد از امتحانات میام به همگی یه سر میزنم هااااااا![]()
![]()
فعلا دوستان
خداحافظ![]()
راستی عیدتون با تاخیری اندک مبارک باد![]()
![]()
![]()
ای آسمان
منزل ازیاد رفته ام
ببار امشب ببار
شاید اشک تو مرا غسل دهد وپاک سازد
شایدبارانت نقطه چینی شود تا به او برسم
تعریف زندگی عوض شده است
تاگریه نکنم نوازشم نمی کنند
تا قصد رفتن نداشته باشم نمی گویند بمان
تا بیمار نشوم برایم گل نمی آورند
تا کودک هستم باید همه را دوست بدارم
ووقتی بزرگ شدم دوست داشتن را برایم جرم می کنند
تانروم قدرم را نمی دانند و تا نمی رم نمی بخشنم
ایآسمان ببار
تا هر کس به اندازه ی پیاله اش پاک شود
ای چتر فروش چتر هایت مال خودت
امشب می خواهم خیس شوم
پاک شوم تا شاید محو شوم و
از پلکان آبی به سوی او بروم
پروردگارا عاشقت هستم مرا دوست بدار.
امیدوارم از این نوشته خوشتون بیاد![]()
![]()
ممنونم از نظراتتون ![]()
![]()
امیدوارم بازم این جابیاین![]()
تابعدخداحافظ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستي نماز و روزه هاتون هم قبول باشه انشا ا...![]()
![]()
![]()
![]()
می واستم یه شعر از خدا بذارم براتون یه شعر قشنگ![]()
![]()
![]()
این مطلب برای وبلاگ:دل ها با ياد خدا آرام مي گيرد
حتما بهش سر بزنيد هااااااااااا
وحالا شعر:
بخـــوان مـا را ...
منم پروردگارت
خالقت از ذره ای ناچیز ،
صدایم كن مرا آموزگار قادر خود را ...
قلم را، علم را، من هدیه ات کردم بخوان ما را ...
منم معشوق زیبایت منم نزدیکتر از تو به تو ، اینک صدایم کن ...
رها کن غیر ما را سوی ما بازآ
منم پروردگار پاک و بی همتا
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید:
تو را در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد
بساط روزی خود را به من بسپار ... رها کن غصه یک لقمه نان و آب فردا را
تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا بر خود
به اشکی یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را ... بجو ما را
تو خواهی یافت که عاشق می شوی بر ما
و عاشق میشوم بر تو
که وصل عاشق و معشوق هم آهسته میگویم ...
خدایی عالمی دارد ... !!!
قسم بر عاشقان پاک و با ایمان
قسم بر اسب های خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور
رهایت من نخواهم کرد ...
بخوان ما را که میگوید،که تو خواندن نمیدانی؟
تو بگشا لب ، تو غیر از ما، خدای دیگری داری؟
رها کن غیر ما را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از ما چه می جویی؟
تو با هر کس بجز با ما،چه میگویی؟
و تو بی من چه داری؟ هیچ ...
بگو با ما چه کم داری عزیزم؛ هیچ!!
هزاران کهکشان و کوه و دریا را
و خورشید و گیاه و نور و هستی را
برای جلوه خود آفریدم من ،
ولی وقتی تو را من آفریدم
بر خودم احسنت می گفتم
تویی زیبا تر از خورشید زیبایم
تویی والاترین میهمان دنیایم
که دنیا بی تو،چیزی بی تو را کم داشت
تو ای محبوب تر میهمان دنیایم
نمی خوانی چرا ما را؟؟
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی ببینم من تو ر از درگهم راندم؟
اگر در روز سختیت خواندی مرا اما به روز شادیت یک لحظه هم یادم نکردی
به رویت بنده من هیچ آوردم؟؟
که می ترساندت از من؟
رها کن آن خدای دور ... آن نامهربان معبود ... آن مخلوق خود را ...
این منم پروردگار مهربانت،خالقت
اینک صدایم کن
مرا با قطره اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را ، با زبان بسته ات کاری ندارم لیک
غوغای دل بشکسته ات را می شنیدم
غریب این زمین خاکیم آیا عزیزم حاجتی داری؟
تو ای از ما کنون برگشته ای اما کلام آشتی را تو نمیدانی؟
ببینم چشمهای خیست آیا گفته ای دارند؟
بخوان ما را ... بگردان قبله ات را سوی ما ... اینک وضویی کن ... خجالت میکشی از من ؟؟؟
بگو،جز من کسی دیگر نمی فهمد
به نجوایی صدایم کن بدان آغوش من باز است ...
برای درک آغوشم شروع کن
یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من ...
اميدوارم از اين شعر خوشتون اومده باشه![]()
![]()
راستي ممنونم از حضورو نظراتتون![]()
![]()
![]()
تا بعد التماس دعا![]()
![]()
![]()
![]()
امید وارم نماز و روزه هاتون قبول باشه انشا ا...![]()
![]()
![]()
یه شعر می خواستم براتون بذارم که شا عرش قیصر امین پوره براش یه فاتحه بخونید![]()
![]()
![]()
پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد کنار ابرها
مثل قصرپادشاه قصه ها
خشتی از الماس وخشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه، برق کوچکی از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنین خنده اش
سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او آفتاب
برق تیر و خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین از آسمان از ابرها
زود می گفت این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، کورت می کند
تا شدی نزدیک، دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای، لنگت می کند
تا خطا کردی، عذابت می کند
در میان آتش، آبت می کند
باهمین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سر کشم
در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا
نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ مثل خنده ای بی حوصله
سخت مثل حل صدها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه در یک روستا
خانه ای دیدم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا کجاست؟
گفت اینجا خانه ی خوب خداست
گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
با وضویی دست و رویی تازه کرد
در دل خود گفت و گویی تازه کرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا در زمین؟
گفت آری خانه ی او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیکتر
ازرگ گردن به من نزدیکتر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی نقش روی آب بود
می توانم بعد از این با این خدا
دوست باشم دوست، پاک و بی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان مثل علف ها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان درباره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا
پیش از اینها فکر می کردم خدا .
راستی سر افطار کسی رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارین هاااااااااااااااااااااااااااااا![]()
![]()
![]()
ممنونم از نظراتتون و همین طورحضورتون دوستان بازم مثل همیشه منو شر منده کردین هاااااااا![]()
![]()
![]()
تا بعد التماس دعا ![]()
![]()
![]()
![]()
ممنونم از حضورتون در کلبه ی درویشی من ![]()
![]()
![]()
ممنونم از نظراتتون![]()
![]()
![]()
نماز و روزه هاتون قبول باشه انشا ا...![]()
![]()
![]()
امیدوارم من رو هم از دعای خیرتون بی نسیب نذارین![]()
![]()
![]()
می خوام چهار تا دعای قشنگ براتون بذارم![]()
(1)
خدایا قدرتم را دو چندان کن
نه در بازوانم
قلبم راقدرتی بخش
تا ناملایمات زندگی را آسان تر تحمل کنم
تا بدانم عشق چیست
و چگونه عشق بورزم
خدایا قدرتم را فزونی بخش
نه چشم هایم را و نه زبانم را
تا بدانم کیستم و چیستم
تا از دوش ناتوانی باری را بر گیرم
تا دست سردی را گرمی بخشم
تا دردمندی را آسوده سازم
خدایا قدرتم را افزون کن
نه در گستاخی نه در گزافه گویی بلکه روحم را
تا بدانم انسانیت چیست و کجاست
تا بدانم کوتاه ترین راه برای برای انسان شدن و انسان ماندن چیست
خدایا کمکم کن
از کتاب دعاهای نیمه شبم
(2)
خدایا هدایتم کن زیرا مید انم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.
خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.
خدایا نگذار دروغ بگویم زیرا دروغ ظلم کثیفی است.
خدایا محتاجم نکن که تهمت به کسی بزنم زیرا تهمت خیانت ظالمانه ای است.
خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا که کسی که انصاف ندارد شرف ندارد.
خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کفر خدای بزرگ است.
خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.
خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.
خدایا من کوچکم ضعیفم ناچیزم پرکاهی در مقابل توفان ها هستم به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را به راستی بفهمم و به درستی تدبیر کنم.
خدایا دلم از ظلم و ستم گرفته است تو را به عدالتت سوگند می دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار مده.
خدایا می خواهم فقیری بی نیاز باشم که جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند
خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکشهای پوچ مدفون نشوم.
خدایا دردمندم روحم از شدت درد می سوزد قلبم می جوشد احساسم شعله می کشد و بند بند وجودم از شدت درد صیحه می زند تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش. خسته شده ام پیر شده ام دل شکسته ام ناامیدم دیگر آرزویی ندارم احساس می کنم که این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می کنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.
خدایا خدایا به سوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمتت سکنی ده.
قسمتی از مناجاتنامه شهید چمران
(3)
اگر مرا توان آن باشد که نام خدا را پیوسته تکرار کنم...
نامی که
شیرین تر از همه نام هاست ،
مالک همه زیباییها ،
ابرهای سپید ،
ماه تابان ،
نیلوفرهای پرطراوت طبیعت و موسیقی های طبیعت است ...
نیاز به هیچ نیایش دیگری نیست
خدایا
مرا توانایی آن ده که
نام های زیبایت را در تمام مراحل زندگی
در تمام لحظه های زندگیم
زمزمه کنم و
به درک کامل برسم
از یک دوست
(4)
خداوندا
مرا شایسته آن کن تا به همنوعانم که در سراسر دنیا در فقر و گرسنگی به دنیا می آیند و می میرند خدمت کنم.
خدایا امروز با دستهای ما روزی عشق و آرامش و سرور به آنها ببخش.
خدایا مرا معبر آرامش کن،
تا آنجا که نفرت هست ، عشق جاری سازم.
آنجا که خطا هست، بخشایش بگسترم.
آنجا که جدایی هست ، وصل بیافرینم.
آنجا که لغزش .و دروغ هست ، حقیقت بیاورم.
آنجا که تردید هست، ایمان بنا کنم.
آنجا که ظلمت هست ، نور بتابانم.
آنجا که اندوه هست، شادی منتشر کنم.
مادر ترزا
راستی این چهار تا دعای زیبا رو از وبلاگ دوستانم برداشتم که توی لینک هام هم هست
حتما بهشون سر بزنید وبلاگ: (دلها به یاد خدا آرام می گیرد) توی لینک های روزانه ام است
بازم ممنونم از حضورتون![]()
![]()
![]()
امیدوارم همیشه شاد و سر بلند باشید![]()
![]()
![]()
التماس دعا![]()
![]()
![]()
تابعد
یاحق
![]()
![]()
![]()
داره ماه رمضون میاد و ماهم یه عالمه گناه براش آماده کردیم
ما آدما چه مو جوداتی هستیم هااااااااااا
می فهمیم ماه رمضون می خواد بیاد خودمونو خفه می کنیم این قدر گناه می کنیم
که دیگه هیچ چی ازروحمون نمونه
من که
روحم پاره پاره شده امید وارم شما مث من نشده باشید
ولی امید وارم این ماه که میاد مرحمی باشه واسه زخم هام شاید کمی حالم بهتر بشه
برام دعا کنید
بعضی وقتا دختر خوبی می شم اما فوری بد می شم
شیطان ها از اتاقم بیرون نمیرن
دارن خفم می کنن
اگه می تونید راهنمایی کمکی چیزی شاید حالموبهتر کنه
به امید روزی که همه بتونیم شیاطین رو از خونه هامون بیرون کنیم یه بیرون کردنی که
دیگه ورودی در پی نداشته باشه
برن برای همیشه
تا منم بتونم کمی راحت نفس بکشم
هوا ی اتاقم هوای قفس تنم این قدر پر دود شده که ممکنه خفه بشم
اما ماه خدا خیلی نزدیکه بازم خدا دستش رو دراز کرده طرفمون بیاین دعا کنیم که بتونیم دستش رو خیلی سفت فشار بدیم
طوری که نتونیم ول کنیم دستش رو شاید این آخرین باری باشه که دستش رو برامون دراز کرده
دعاکنید منم بتونم دستش رو بگیرم
می خوام بغلم کنه امیدوارم بشه امید وارم
توی این ماه همه حد اقل یه بار خدا رو بغل کنن خیلی لذت بخش خواهد بود بغل کردن
زیبا ترین موجود هستی
امید وارم بغلش کنم و سپس توی بغلش غرق شم گم شم دیگه
سیمایی در کار نباشه
فقط خودش بمونه
فقط خودش
امیدوارم توی بغلش جون بدم
آرزو می کنم توی بغلش بمیرم
البته اگه اون قدر بچه خوبی بشم که هوس کنه یه بارم منو بغل کنه
به امید روزی که در بغلش پس از کشیدن عمیق ترین نفس عمرم
وپس از حس کردن بزرگ ترین لذت دنیا(در آغوش زیبا ترین موجود هستی بودن)
جان بدم
به امید لذتی جاویدان
تا بعد![]()
![]()
![]()
راستی ممنونم از نظراتتون
جادویی بمونین
برای همیشه
تا جاودان شوید![]()
![]()
یادمون نره برای هم دعا کنیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تا بعد![]()
![]()
![]()
سلام ![]()
![]()
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت ...
نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .
تو تـنها نـيـسـتـي .
تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جا بدي،
اشک ميدم که همراهيت کنه،
ومرگ که بدوني برميگردي پيشم...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سفید،زرد،همه ی رنگ ها.
مامان!یه سوال بپرسم؟
زن كتابچه ی سفید را بست. آن را روي ميز گذاشت: بپرس عزيزم.
- مامان خدا زرده؟
زن سر جلو برد: چطور؟
- آخه امروز نسرين سر كلاس مي گفت خدا زرده.
- خوب تو بهش چي گفتي؟
- خوب،من بهش گفتم خدا زرد نيست. سفيده.
مكثي كرد: مامان،خدا سفيده؟ مگه نه؟
زن،چشم بست و سعي كرد آنچه دخترش پرسيده بود در ذهن مجسم كند. اما،هجوم رنگ هاي مختلف به او اجازه نداد.
چشم باز كرد : نمي دونم دخترم. تو چطور فهميدي سفيده؟
دخترک چشم روی هم گذاشت.دستانش را در هم قلاب کرد و
لبخند زنان گفت: آخه هر وقت تو سياهي به خدا فكر مي كنم،يه نقطه ی سفيد پيدا ميشه.
زن به چشمان بی فروغ دخترک نگاه کرد
و
دوباره چشم بر هم نهاد.![]()
سهيل ميرزائي
امید وارم خوشتون اومده باشه
تا بعد![]()
راستی ممنونم از نظراتتون![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستی نظر یادتون نره هااااااا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تا بعد![]()
![]()
یه داستان خوب می خوام براتون بذارم![]()
![]()
![]()
نقاب
مرد گوشی را برداشت.به شماره نگاه کرد.
آن را در گوش گذاشت.
زن از پشت خط گفت:سلام.وقت داری با هم حرف بزنیم؟
- سلام
و زیر چشمی به زن٬ که کنارش نشسته بود٬نگاه کرد:الان نه.
- همسرت اون جاست؟
مرد دست دور گردن زن انداخت:آره.
- پس بعدن تماس می گیرم.خداحافظ.
- خوبه.خداحافظ.
گوشی را روی میز گذاشت.دست دور کمر زن انداخت.
او را به طرف خودش کشید:کجا بودیم عزیزم؟
زن با دو دست او را به عقب هل داد :کی بود؟
- یکی از دوستام.
- پس چرا رنگت پرید؟
- نه٬ نه.چیز خاصی نیست.
زن٬صورت نزدیک صورت او برد.
آهسته پرسید:همسرت بود؟![]()
![]()
![]()
نویسنده:سهیل میرزایی
امیدوارم خوشتون اومده باشه![]()
![]()
![]()
جالب بود نه؟!![]()
![]()
راستی ممنونم از نظراتتون دوستان![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تا بعد بچه ها![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Melody |






